مي خواستم ديگر در مورد انتخابات چيزي نگويم چون بر اين باورم كه در محيط هيجان زده كمتر مي توان تحليل و تعمق كرد. اما مشاهداتي كردم كه مرا بر آن داشت كه دوباره مطلبي در اين باره بنويسم. ببينيد! حدود چهارده ماه پيش من در هم وردا پيش بيني كرده بودم كه دوباره جو هيجان زده غالب خواهد شد. نوشته بودم كه بياييد قبل از آن كه جو هيجان زده غالب شود، در آرامش، در مورد انتخابات سخن بگوييم. به نظر من اين كار دو حسن دارد. يكي آن كه نظرات تك تك ما پخته تر مي شود و ديگر آن كه با ديدگاه هاي همديگر آشنا مي شنويم. وقتي جو هيجان زده غالب مي شود، افراد به حرف طرف مقابل گوش نمي كنند. به محض آن كه مطلبي گفته شود كه خلاف نظر آنها ست، دنبال رد پاي حماقت يا خيانت مي گردند. در صورتي كه همه ما با هر راي و نظري مملكتمان را دوست داريم و چيزي جز پيشرفت آن نمي خواهيم. عموما هم "به اندازه خودمان مي فهميم." منتهي پيشرفت را ممكن است به گونه ديگري تعريف كنيم يا براي رسيدن به يك هدف رهيافت هاي مختلفي را بپسنديم. اگر به هنگام آرامش به نيكي با ديدگاه هاي هم آشنا مي شديم، به هنگام هيجان تنش كمتري ايجاد مي شد.
من خودم در اين وبلاگ، ديدگاه ها و انتظارات خود را تشريح كرده ام. انتظاراتم همه در چارچوب قانون و حساسيت هاي فرهنگي جامعه قابل اجرا بود. به عنوان مثال، انتظار من از رئيس جمهور آينده، برداشتن سهميه بندي جنسيتي كنكور بود. يا ديگر انتظار من حمايت از توليد كننده داخلي با محدود تر كردن واردات برخي اقلام (البته اصولي و با ضوابط حساب شده) بود. من از رئيس جمهور انتظار معجزه نداشتم و ندارم. در واقع همه انتظارات من از اين جنس بود: موانع را برداريد و راه را هموار كنيد تا خود ملت با همت آن چه كه مي خواهد به دست آورد.
به گمانم يكي از كانديداهاي موجود اين انتظارات را مي تواند بر آورده كند. پس روز جمعه اول وقت قبل از اين كه حوزه هاي انتخاباتي شلوغ شود خواهم رفت و به او راي خواهم داد. اگر شخص ديگري رئيس جمهور شود، به راي اكثريت راي دهندگان تمكين مي كنم. طرفداران همه كانديداها براي من محترم هستند.
نكته اي كه مي خواستم بگويم اين است: ما پاي صندوق هاي راي مي رويم، يكي را انتخاب مي كنيم و اختيارات با محدوده مشخص اما قابل توجه رياست جمهوري را به او واگذار مي كنيم تا برگرديم و به كار و زندگي مان برسيم. به عبارت ديگر، نهاد رياست جمهوري براي ماست نه ما براي رياست جمهوري!! مبادا، اختلاف سليقه ها باعث شود كه بين دوستان و همكاران و .. كدورتي حاصل شود. اين گونه كدورت ها براي محيط علمي سم است. بايد با هشياري از اين گونه كدورت ها حذر كرد. برخي جوك ها و الفاظ تند كه گفته مي شود، شايسته محيط علمي نيست. محيط علمي بايد چنان باشد كه هر دانشجو و استاد از هر جنسيت، قوميت، عقيده، قيافه، مذهب و گرايش سياسي در آن احساس آرامش و تعلق كند. با هر گونه جوكي كه اين حس را از بين مي برد، مخالفم!