‏نمایش پست‌ها با برچسب جامعه ی علم مدار. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جامعه ی علم مدار. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

آن چه که همه باید بدانیم

در این وبسایت که تابستان گذشته معرفی کردم، نشانه های دانشجویی که فکر خودکشی را در سر داره توصیف شده.
در وبسایت آمده که باید چه برخوردی بکنیم. این ها را روانشناسان نوشته اند. کسانی نوشته اند که در این باره عمری تحقیق و تفحص کرده اند. اگر برایتان مهم است، بخوانید و یاد بگیرید. موارد گوناگون به تفصیل توضیح داده شده: وقتی دانشجو را از نزدیک می شناسیم، وقتی نمی شناسیمش، وقتی افسردگی خود را انکار می کند، وقتی خود مایل به برطرف کردن احساسات منفی خویش هست. وقتی مایل است کمک بطلبد. وقتی کمک را پس می زند و... در همه موارد راه کمک شناخته شده ای هست که به طور مدون در وبسایت آمده!
اگر حال و حوصله خواندن وبسایت را ندارید و یا برایتان مهم نیست، توصیه می کنم از روی کنجکاوی هم که شده به این قسمت وبسایت که تصورات اشتباه رایج درمورد خودکشی را تصحیح می کند نظری بیافکنید.
برخی مطالب مطروحه از این قرارند:
(1) مردم گمان می کنند صحبت کردن درباره خودکشی باعث می شود هوس خودکشی به سر شخص بزند. در حالی که صحبت کردن می تواند باعث شود که او به دنبال چاره بگردد و کمک طلب کند.
(2) برخی گمان می کنند اقدام به خودکشی برای جلب توجه است و نباید آن را جدی گرفت. این طرز فکر غلط و خطرناک است. هر گاه شخصی به سوی اقدام به خودکشی حرکت کرد، زنگ خطر را به صدا در آورده. مسئله جدی است. اغلب افراد قبل از این که اقدام به خودکشی مهلک کنند چند بار آزمایشی اقدام می کنند.
(3) عده ای گمان می کنند که افراد می نشینند و با بحث های منطقی به این نتیجه می رسند که بهتر است خودکشی کنند. در صورتی که در 90 تا 95 درصد موارد علت خودکشی بیماری قابل تشخیص و قابل درمان روانی است.
(در پی نوشته ی قبلی من بحثی شد درباره رابطه ی خودکشی و اندیشه های فلسفی. من گفتم و استدلال کردم که من باور نمی کنم که کسی صرفا به دلیل افکار عمیق فلسفی اقدام به خودکشی کند. علت اصلی خودکشی حتی درمورد آدم هایی که اهل فلسفه هستند کمبودهای عاطفی و مشکلات دیگر است. اگر دوست داشته باشید استدلال مرا در پی آن نوشته بخوانید. در هر صورت، این نکته که خودکشی در 95 درصد موارد یک تصمیم براساس منطق نیست به گونه ای شاهد مدعای من است. در 5 درصد بقیه هم باز گمان نمی کنم افکار فلسفی تنها دلیل باشند. عوامل بسیاری در کار هستند.)
(4) برخی گمان می کنند که خودکشی یک تصمیم دفعی است. در حالی که معمولا چیزی حدود دو سال طول می کشد که شخص به وضعیتی برسد که اقدام به این کار کند.
نهایت آن که با مطالعه درباره خودکشی و وبسایت هایی از این دست می توانیم جلوی تژادی هایی از آن دست را بگیریم. شخص افسرده جزامی نیست! ما هم در قرون وسطی و یا عهد عتیق زندگی نمی کنیم!
حتما در فیلم بن هور دیده اید در قدیم چه جوری به جزامی سنگ می زدند. اکنون علم بشر راه درمان جزام را آموخته!
در اروپای قرن بیستم برخی افراد را که افسردگی داشتند می سوزاندند چرا که گمان می کردند که جادوگر است!
دنیا عوض شده. هر چند راه طولانی برای یافتن درمان تمام بیماری های جسمی و روانی در پیش است، اما راه درمان خیلی از انها شناخته شده. مهمتر آن که برخورد ها انسانی تر و منطقی تر و علمی تر شده اند.
می توان با صرف اندکی وقت معلومات خود را در باره راه های کمک به افراد افسرده بالا برد. دیگر مدت هاست که در جوامع علم مدار می دانند "هیس! صداشو درنیار! آبرومون می ره" راه درمان این گونه مسایل نیست. ابن سینایی که دایم پزش را به غربی ها می دهیم (بی آن که افکار پیشرو اش را بعد از هزار سال بفهمیم و به کار بندیم )، به این واقعیت واقف بود. در جوامع علم مدار به این نتیجه رسیده اند که با انکار مشکل، مشکل حل نمی شه . با بالا بردن آگاهی عمومی است که می توان به حل مشکل امید پیدا کرد..
پی نوشت: اگر متخصص روانکاو هستید یا تخصصی مرتبط دارید، بسیار خوشحال می شویم نظرات کارشناسی شما را بخوانیم.