‏نمایش پست‌ها با برچسب خیریه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خیریه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه

ائلناز



"پدر مددجو قبلا کارگر چاه کنی بوده که از 5 سال قبل به علت اینکه دچار بیماری دیسک کمر شده بود به سرکار نمی رفت و به علت از کار افتادگی پدر، مادر شروع به کار قالیبافی کرده که ایشان هم به علت کار مداوم از سه ماه پیش دچار بیماری می شود و نمی تواند کار کند و دختران خانواده به جای مادر در پای دار قالی مینشینند و برادر وخواهر بزرگتر خانواده به علت فقر مالی خانواده و نداشتن امکانات مجبور به ترک تحصیل می شوند ائلناز هم دختری بسیار درس خوان است و با وجود فقر خانواده و کار بر روی دار قالی باز هم دانش آموز ممتازی است."

این حکایت ائلناز است. دانش آموز اول دبیرستان با معدل 81/19! این مطلب را از وبسایت بنیاد کودک کات-اند-پیس کردم. وقتی این حکایت را خواندم با خود گفتم " کجایند آنان که برای اُشین قُلُب قُلُب اشک می ریختند!" می توان با مراجعه به این وبسایت در ایران یا این وبسایت از خارج با پرداخت مبلغی ناچیز در ماه به کمک ائلناز و ائلنازها شتافت.

در بین مددجویان 19 نفر دانش آموز با صفت " بسیار باهوش" توصیف شده اند. دقیق نمی دانم معیار صفت بسیار باهوش چیست اما یک حسی به من می گه اگر همه ی این 19نفر دانش آموزمددجو، کفیل پیدا کنند از بین آنها کسانی رشد خواهند کرد که خواهند درخشید.

دعوا کردن سر ملیت و قومیت ابن سینا و ابوریحان بس است! به فکر ابوریحان و ابن سینا های فردا باشیم که دارند پای دار قالی می پوسند!

نکته ی دیگرآن که وقتی کارفرمایی نکات ایمنی را رعایت نمی کند و شرایط کار مناسب فراهم نمی آورد این افرادی مانند ائلناز هستند که به علت بیماری پدر هزینه می پردازند. گیریم پدر گذشت کرد و شکایت ننمود، گناه ائلناز چیست که باید با فقر مضاعف دست و پنجه نرم کند و دوره ی پرنشاط نوجوانی را بر پای دار قالی بگذراند؟!

تصویر گواهی استاندارد موسسه ی اس-جی-اس می باشد که از سایت بنیاد کودک دانلود کردم.