۱۳۸۹ دی ۹, پنجشنبه
باز هم استراتژي كامنت ها
پارسال پاييز كه شروع كردم به نوشتن در مورد محيط زيست يك يادداشت گذاشتم با عنوان استراتژي كامنت ها. همان يادداشت باعث شد كامنت نامربوطي در پي يادداشت هاي من درمورد محيط زيست با برچسب causeنيايد. درنتيجه، در مدتي كوتاه و بي آن كه انرژي و وقت بي جهت از من به هدر رود آن مقدار تاثيرگذاري كه از يك وبلاگ غير حرفه اي مي توان انتظار داشت حاصل شد ومن از اين بابت بسيار خوشنودم. در آينده باز هم در تبليغ كودك خواهم نوشت اما مي خواهم استراتژي كامنت ها را كه در اين يادداشت براي بحث محيط زيست نوشته بودم دوباره يادآوري و اعمال كنم. از انتشار كامنت هاي سياست زده هم معذورم. يكي به علت خطرهايي كه متوجه صاحب اين وبلاگ مي كند و ديگر به خاطر اين كه از صميم قلب معتقدم سياست زدگي دواي درد ما نيست. نه دواي درد معضلات اجتماعي و نه دواي درد مشكلات جامعه ي دانشگاهي (در واقع خود يكي از دردهاست.) اگر شما با من در اين مورد موافق نيستيد خودتان وبلاگ بزنيد و خودتان هزينه بدهيد چرا انتظار داريد من هزينه ي «آزادي» و«آزادگي شما» را بدهم.
گل هاي سرد
ديشب ساعت 12 به خانه باز مي گشتيم. هوا سرد بود و خيابان ها ي تهران به نسبت شب هاي ديگر خلوت. اما كودكان گل فروش در چهارراه فرمانيه و كامرانيه هنوز به انتظارمشتري بودند.دو دسته نرگس خريدم. شيشه ي ماشين را سريع بستيم كه گرما بيرون نرود. گلها را لمس كردم و ديدم سرد سرد است. به ياد آوردم كه پسرك دست فروش دستكشي هم به دست نداشت. جثه لاغر اندام كودك در ذهنم مجسم شد و لعنتي از ته دل به باعث و بانيان اين وضعيت فرستادم. اما لعنت فرستادن كه دردي را دوا نمي كند! خريدن همه ي گل هاي پسرك هم او را تنها يك شب نجات مي دهد و بس.
من اقتصاد دان و... نيستم كه راه حل اساسي تر بيانديشم. حتي اگر اقتصاددان بودم اختياري به من نمي دادند. كار اساسي تر كه از دست من بر مي آيد همان حمايت مالي از بنياد كودك و تبليغ براي آن است.سايت ايران و ديگر نقاط جهان، سايت مخصوص اروپا، سايت آمريكا.چرا معتقدم اين كار اساسي تر است؟! براي اين كه بنياد كودك كودكاني را براي حمايت انتخاب مي كند كه پتانسيل آن را دارند كه بعد از آموزش نه تنها خود را از ورطه ي فقر بيرون بكشند بلكه شرايطي به وجود آورند كه دور وبري هايشان هم چنين كنند. صفحه ي 17 نشريه ي همياران را ملاحظه كنيد.
آخ عجب سرماست امشب اي ننه.
من اقتصاد دان و... نيستم كه راه حل اساسي تر بيانديشم. حتي اگر اقتصاددان بودم اختياري به من نمي دادند. كار اساسي تر كه از دست من بر مي آيد همان حمايت مالي از بنياد كودك و تبليغ براي آن است.سايت ايران و ديگر نقاط جهان، سايت مخصوص اروپا، سايت آمريكا.چرا معتقدم اين كار اساسي تر است؟! براي اين كه بنياد كودك كودكاني را براي حمايت انتخاب مي كند كه پتانسيل آن را دارند كه بعد از آموزش نه تنها خود را از ورطه ي فقر بيرون بكشند بلكه شرايطي به وجود آورند كه دور وبري هايشان هم چنين كنند. صفحه ي 17 نشريه ي همياران را ملاحظه كنيد.
آخ عجب سرماست امشب اي ننه.
۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه
جملات قصار مكمل هم
"If you're not a liberal at twenty you have no heart, if you're not a conservative at forty you have no brain." - Winston Churchill.
سعدي: " دشمن دانا بلندت مي كند//بر زمين مي زندنت نادان دوست"
سعدي در جاي ديگر: "دشمن دانا كه غم جان بود//بهتر از آن دست كه نادان بود."
نتيجه گيري منجوق: بترسيد از اين پيرمرد هايي كه «خيلي باحالند»!
پي نوشت: نقل قول از چرچيل به معناي علاقه ي من به ان شخص نيست. همان طوري كه قبلا اشاره كرده بودم هيچ علاقه اي به اين شخص ندارم. اما معتقدم براي باز شدن افق هاي ديدمان بايد حرف همه را بشنويم و بعد با نيروي تعقل درست و نادرست را تشخيص دهيم.در هر صورت اين سايت ادعا مي كند كه اصلا اين جمله ي قصار از چرچيل نيست.
۱۳۸۹ دی ۷, سهشنبه
Dolma-tes
داشتم فكر مي كردم اين دُلما-تس كه در كامنت هاي اين يادداشت به داستان آن اشاره كردم، عجب خوراكيه براي بلوتوث قهوه ي تلخ!
۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه
دانشجوي دكتري براي سال آينده
هم من (ياسمن فرزان)و هم شاهين (محمد مهدي شيخ جباري) قصد داريم سال آينده دانشجوي دكتري بپذيريم. براي اطلاعات بيشتر به اين سايت مراجعه كنيد. همان طوري كه مي دانيد آزمون سراسري دوره ي دكتري جديد هست و فعلا جزئيات و ظرايف آن مشخص نيست. من هم اطلاع بيشتري از شما ندارم. اگر اطلاعي به دستم رسيد كه براي شما مفيد مي تواند باشد به تدريج اعلام خواهم كرد. همان گونه كه تا به حال از عملكرد من و شاهين و نوشته هاي من در اين وبلاگ دريافته ايد، در ارتباط با دانشجومن و شاهين يك استراتژي مشخص را دنبال كرده ايم و-تا حد توان خود- خواهيم كرد: ايجاد يك محيط صرفا آموزشي و پژوهشي به دور از دغدغه هاي ديگر و پرهيز از وارد كردن دانشجو در كشاكش هايي كه ربطي به او ندارد! در حد توان علمي خود سعي مي كنيم بهترين آموزش را براي دانشجو فراهم كنيم و انتظار داريم دانشجو تمام وقت به كار آموزشي و پژوهشي خود تحت نظر و راهنمايي استاد راهنمايش بپردازد.
بايد تاكيد كنم من و شاهين در پژوهشكده فيزيك هستيم. پژوهشگاه دانش هاي بنيادي علاوه بر پژوهشكده ي فيزيك، "پژوهشكده ي ذرات" هم دارد كه كاملا مستقل از پژوهشكده ي فيزيك است. من و شاهين در پژوهشكده ذرات هيچ گونه نقش و مسئوليتي نداريم. اگر مي خواهيد با من ويا شاهين كار كنيد دقت نماييد كه پژوهشكده ي فيزيك را انتخاب كنيد نه پژوهشكده هاي ديگر را.
بايد تاكيد كنم من و شاهين در پژوهشكده فيزيك هستيم. پژوهشگاه دانش هاي بنيادي علاوه بر پژوهشكده ي فيزيك، "پژوهشكده ي ذرات" هم دارد كه كاملا مستقل از پژوهشكده ي فيزيك است. من و شاهين در پژوهشكده ذرات هيچ گونه نقش و مسئوليتي نداريم. اگر مي خواهيد با من ويا شاهين كار كنيد دقت نماييد كه پژوهشكده ي فيزيك را انتخاب كنيد نه پژوهشكده هاي ديگر را.
۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه
قاووت و نوقا



خوراكي جالب كرمان كه در يادداشت قبلي به آن اشاره كردم يك نوع پودر است كه به آن قاووت مي گويند. قاووت در طعم هاي مختلف( پسته اي، نارگيلي، كنجدي و...) تهيه مي شود. مادرهاي كرماني ورفسنجاني براي بچه هاي دانشجويشان از اين خوراكي ها درست مي گيرند تا قوت بگيرند. در محاوره قاووت را قوّتو هم مي نامند. چند بسته قاووت تهيه كرديم و سوغاتي آورديم. باباي شاهين گفت از اين ها در اردبيل هم درست مي كنند. ( پدر ومادر شاهين اردبيلي هستند اما خود او در كرج بزرگ شده.)
شاهين مي گفت قاووت بايد كلمه ي تركي باشد (مثل خيلي ديگر از واژه ها در آنها "ق" هست.)
لغت نامه ي دهخدا را نگاه كردم و ديدم دهخدا هم تاييد مي كند كه قاووت كلمه ي تركي است. اما من تا به حال قاووت نخورده بودم. خوراكي خيلي باحال و خوشمزه اي است.
تا یادم نرفته بگویم که نوقاي تبريز را در ايتاليا هم تهيه مي كنند. انگلیسی آن Nougatاست. در ویکی پدیای انگلیسی در بحث انواع نوقا در کشورهای مختلف دنیا به نوقای تبریز با عبارات زیر اشاره شده:
A special kind of Gaz is referred to as Nogha
in Persian derived from the word Nougat and made mainly in the Turkish regions of Iran. Nogha is almost exclusively made with walnuts instead of pistachios and almonds which are usual for other types of Gaz. The making of Nogha is very much the same as any other Gaz. The difference is that Nogha is usually spread between two very thin layers of wafers and cut into 10x5x5cm sections which are larger than ordinary Gaz cubes
دستشان درد نکته که به نوقای ما هم اشاره کرده اند اما اگر من جای قناد های تبریز بودم نهضت تصحیح ویکی پدیای انگلیسی راه می انداختم ! اگر قول نداده بودم يك فصل از يك كتاب براي انتشاراتي Novaتا آخر ژانويه بنويسم خودم آستين بالا مي زدم.
(دو عكس پاييني از مقبره ي شاه نعمت الله ولي در ماهان است.)
شاهين مي گفت قاووت بايد كلمه ي تركي باشد (مثل خيلي ديگر از واژه ها در آنها "ق" هست.)
لغت نامه ي دهخدا را نگاه كردم و ديدم دهخدا هم تاييد مي كند كه قاووت كلمه ي تركي است. اما من تا به حال قاووت نخورده بودم. خوراكي خيلي باحال و خوشمزه اي است.
تا یادم نرفته بگویم که نوقاي تبريز را در ايتاليا هم تهيه مي كنند. انگلیسی آن Nougatاست. در ویکی پدیای انگلیسی در بحث انواع نوقا در کشورهای مختلف دنیا به نوقای تبریز با عبارات زیر اشاره شده:
A special kind of Gaz is referred to as Nogha
in Persian derived from the word Nougat and made mainly in the Turkish regions of Iran. Nogha is almost exclusively made with walnuts instead of pistachios and almonds which are usual for other types of Gaz. The making of Nogha is very much the same as any other Gaz. The difference is that Nogha is usually spread between two very thin layers of wafers and cut into 10x5x5cm sections which are larger than ordinary Gaz cubes
دستشان درد نکته که به نوقای ما هم اشاره کرده اند اما اگر من جای قناد های تبریز بودم نهضت تصحیح ویکی پدیای انگلیسی راه می انداختم ! اگر قول نداده بودم يك فصل از يك كتاب براي انتشاراتي Novaتا آخر ژانويه بنويسم خودم آستين بالا مي زدم.
(دو عكس پاييني از مقبره ي شاه نعمت الله ولي در ماهان است.)
پي نوشت
يك دسري هست به نام پاولوا كه استراليايي ها و نيوزلندي ها سرش دعوا دارند. اين مي گه ما اختراعش كرديم اون مي گه ما.
اين چيزها به جاي خودش مهمه. بيشتر براي جذب توريست. جذب توريست يعني اقتصاد بهتر و بيكاري كمتر.
يك دسري هست به نام پاولوا كه استراليايي ها و نيوزلندي ها سرش دعوا دارند. اين مي گه ما اختراعش كرديم اون مي گه ما.
اين چيزها به جاي خودش مهمه. بيشتر براي جذب توريست. جذب توريست يعني اقتصاد بهتر و بيكاري كمتر.
۱۳۸۹ دی ۴, شنبه
آنا
اين پست را بخوانيد و به سرودي كه پخش مي شه گوش كنيد تا خستگي ها و دلشكستگي ها تون از تنتون دربره.
(توضيح: آنا به تركي يعني مادر)
(توضيح: آنا به تركي يعني مادر)
۱۳۸۹ دی ۳, جمعه
ماللكرمان





جمعه ساعت 8 صبح به فرودگاه كرمان رسيديم. زهرا و نسيم و دو نفر از اساتيدشان زحمت كشيده بودند و به فرودگاه آمده بودند. از آنجا رفتيم براي بازديد بافت قديمي شهر و بازار كرمان كه مجتمعي است بزرگ و قديمي با جلوه هاي زيبايي از معماري از دوره هاي مختلف. شبيه ميدان نقش جهان اصفهان، كرمان هم يك ميدان مستطيل شكل دارد كه به دستور گنجعلي خان حاكم كرمان در زمان صفويه ساخته شده. حمام معروف گنجعلي خان در يكي ازاضلاع همين ميدان است. دريكي از گوشه هاي ميدان مسجد كوچك اما بسيار زيبايي است. مسجد گويا اختصاصي بوده: مختص خانواده ي حاكم محلي!
درنتيجه بخش زنانه ومردانه ي جداگانه نداشت. البته يك بالكن داشت كه همه مون (چه خانم و چه آقا) با هم رفتيم و ديديم.مسجد اختصاصي باز بود اما در مسجد جامع و ساير مسجد هايي كه رفتيم بسته بودند -مثل خيلي جاهاي ديگه ي ايران!
از كرمان به ماهان رفتيم. ماهان شهر كوچكي در نزديكي كرمان است كه آرامگاه شاه نعمت الله ولي در آن واقع است. منظور حافظ از «آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند» همان شاه نعمت الله ولي شاعر و عارف قرن 8 و 9 و قطب دراويش نعمت اللهي است. برعكس مساجد در آرامگاه شاه نعمت الله ولي باز بود. به ياد اين رباعي افتادم
شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند /گرد در و بام دوست پرواز كنند/ هر جا كه درى بود به شب بربندند/ الا در عاشقان كه شب باز كنند
شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند /گرد در و بام دوست پرواز كنند/ هر جا كه درى بود به شب بربندند/ الا در عاشقان كه شب باز كنند
اين رباعي از ابوسعيد ابي الخير شاعروعارف قرن چهارم و معاصر ابن سيناست.
وقتي وارد كرمان شديم نسيم يك شعر يادمان داد:
کرمان دل عالم است و ما اهل دليم.
اما بر سر در آرامگاه شاه نعمت الله ولي اين گونه نوشته بودند:
هرچند که از روی کریمان خجلیم
شک نیست که پرورده این آب و گلیم
در روی زمین نیست چو ماهان جائی
ماهان دل عالم است و ما اهل دلیم
هرچند که از روی کریمان خجلیم
شک نیست که پرورده این آب و گلیم
در روی زمین نیست چو ماهان جائی
ماهان دل عالم است و ما اهل دلیم
بنا به ويكي پديا شعر از خود شاه نعمت الله است. به هر حال اگر كرمان را "استان كرمان" تفسير كنيم هم شامل كرمان و هم ماهان و هم رفسنجان مي شود و مشكل هم حل مي شود! فضاي درون آرامگاه خيلي صميمي و مردمي بود. گويي زوار و گردشگران فضا را از آن خود مي دانستند. در اتاقي كه ضريح در آن واقع بود تمثال شاه نعمت الله ولي را بر ديوار زده اند. همان طوري كه نسيم توضيح داد- نقاش ترفندي به کار بسته كه در هر گوشه از اتاق كه مي ايستيد اين گونه تصور مي كنيد كه شاه نعمت الله شما را مي نگرد.
دو اتاق تابلو هم بر كنار در ورودي زده اند كه ظاهرا خيلي معمولي اند اما شاهين كشف كرد كه از زواياي مختلف كه نگاه مي كنيد تصاويرمختلفي را مي بينيد. در محوطه ي آرامگاه شاه نعمت الله ولي يك كتابفروشي است. در اونجا اتفاقي سي-دي فيلم «اين خانه سياه است » به كارگرداني فروغ فرخزاد را يافتم. اصلا فكر نمي كردم نسخه ي اين فيلم در بازار موجود باشد. سي-دي راخريدم اما فكر نمي كنم با روحيه اي كه من دارم هيچ وقت بتوانم اين فيلم را تماشا كنم.
باغ معروف و تاريخي شاهزاده در نزديكي ماهان واقع است. از آن هم ديدن كرديم- جاي شما خالي.
از هرچه كه بگذري سخن غذا و خوراكي خوش تر است! ناهار را در رستوراني سنتي در منطقه اي نزديك باغ شاهزاده به نام تيگران خورديم. كباب هاي مخصوص به خود داشت به نام كباب عروس وكباب كاردزده. فرم سيخ هاي كباب و نحوه سرو كردن آن مخصوص به خود رستوران است. اگر به كرمان رفتيد برنامه تان را چنان بچينيد كه در اين رستوران ناهار بخوريد. علاوه بر غذا فضاي آن هم دوست داشتني است. شيريني هاي سنتي كرمان، كلمپه، كه معروف هستند و نیاز به معرفی ندارند. اگر كرمان رفتيد از اين شيريني ها غافل نشويد. كرماني ها يك خوراكي خيلي با حال ديگه هم دارند كه در يادداشت بعدي قصه اش را مي نويسم.
بيست سئوالي: پيدا كنيد نام اين خوراكي چيست. فقط غير كرماني ها وغير رفسنجاني ها جواب بدهند.
۱۳۸۹ دی ۲, پنجشنبه
از استادان دانشگاه ولي عصر رفسنجان بياموزيم
ايده ي سفر به كرمان و سخنراني در دانشگاه ولي عصر رفسنجان از كامنت هاي اين يادداشت و بحث ايرج حسابي شروع شد. خلاصه زهرا جان يك تعارفي كرد و من هم فوري از فرصت استفاده كردم! زهرا جان از طرف دانشگاهشان ترتيب همه ي هماهنگي ها را داد. هيات علمي گروه فيزيك دانشگاه رفسنجان اغلب جوان هستند و رابطه ي خيلي صميمي با دانشجو ها دارند.
هم مسئوليت به عهده ي دانشجويان مي گذارند و هم متناسب با آن مسئوليت اختيارات به آنها مي دهند.
قبلا در يادداشتم با عنوان "دكتر مجتهدي و مقلدانش و خاطرات پدرم" گفتم وقتي بنا به تقليد با شد نسل به نسل رفتارها رو به زوال مي روند. تقليد جنبه هاي مثبت شخصيت بزرگان سخت است اما پيروي از عادات ناپسندشان آسان. درنتيجه وقتي يك آدم كوچك از بزرگي تقليد مي كند سطحي نازل تر حاصل مي شود.
بد نيست هر از گاهي به دانشگاه هايي مانند دانشگاه نسبتا تازه تاسيس رفسنجان سفر كنيم و از آنها بياموزيم. يا بهتر است بگويم با مشاهده ي آنان عيب هاي خود را ببينيم. در اين گونه دانشگاه ها رفتار استادان از روي تقليد نيست. خودشان با همت و ابتكار خود متناسب با نيازها و امكانات و شرايط فرهنگ رفتاري خود را به وجود آورده اند. درنتيجه خيلي از ناهنجاري هاي رفتاري كه در دانشگاه هاي قديمي ايران هست در اين گونه دانشگاه هاي جديد التاسيس نيست.
خاطرات سفر را به زودي منتشر مي كنم.
هم مسئوليت به عهده ي دانشجويان مي گذارند و هم متناسب با آن مسئوليت اختيارات به آنها مي دهند.
قبلا در يادداشتم با عنوان "دكتر مجتهدي و مقلدانش و خاطرات پدرم" گفتم وقتي بنا به تقليد با شد نسل به نسل رفتارها رو به زوال مي روند. تقليد جنبه هاي مثبت شخصيت بزرگان سخت است اما پيروي از عادات ناپسندشان آسان. درنتيجه وقتي يك آدم كوچك از بزرگي تقليد مي كند سطحي نازل تر حاصل مي شود.
بد نيست هر از گاهي به دانشگاه هايي مانند دانشگاه نسبتا تازه تاسيس رفسنجان سفر كنيم و از آنها بياموزيم. يا بهتر است بگويم با مشاهده ي آنان عيب هاي خود را ببينيم. در اين گونه دانشگاه ها رفتار استادان از روي تقليد نيست. خودشان با همت و ابتكار خود متناسب با نيازها و امكانات و شرايط فرهنگ رفتاري خود را به وجود آورده اند. درنتيجه خيلي از ناهنجاري هاي رفتاري كه در دانشگاه هاي قديمي ايران هست در اين گونه دانشگاه هاي جديد التاسيس نيست.
خاطرات سفر را به زودي منتشر مي كنم.
اشتراک در:
پستها (Atom)




