خرابي آب
دوشنبه ۹ نوامبر ۲۰۰۹ by منجوق
من از همه كم سن تر بودم. به خاطر همين كم سن تر بودن گمان مي كردم كه كار درستي نيست كه وقتي "بزرگ تر هاي خوابگاه" كاري نمي كنند من پا پيش بگذارم و بروم وبه مسئول تاسيسات گزارش دهم. از "بزرگتر هاي خوابگاه" خواهش مي كردم كه به مسئول تاسيسات اطلاع دهند. جواب مي دادند "اي بابا! ول كن به ما چه؟" مي گفتم:" آخه آب حيفه!" جواب مي دادند:" حيف خود ماييم!" بعد از چند روز بالاخره بر آن مانع دروني عجيب و غريب فايق آمدم و رفتم و گزارش دادم. خدا عمرش بدهد! مسئول مربوطه لوله كش خبر كرد و شير را درست كردند. اما هنوز هم ناراحتم كه چرا بلافاصله گزارش ندادم. مگر چه قدر زحمت داشت؟!



