نزديك شش است كه من و همسرم، شاهين، به ايران باز گشته ايم. در اين مدت فراز و نشيب هاي بسياري پشت سر گذاشته ايم اما تا به اين جاي كار من از بازگشتنمان راضي هستم. هيچ وقت به بازگشتن به ايران وماندن در آن به صورت يك فداكاري نگاه نكردم. در واقع نظر خوشي نسبت به اين ديدگاه ندارم. در اين داستان نظر خود را در اين مورد به طور نمادين بيان كرده ام. در اين شش سال به اين نتيجه رسيده ايم كه فعاليت هايمان را روي زمينه هايي متمركز كرديم كه خيلي وابسته به شرايط خارج از كنترل ما نباشد.
ازحدود 3 سال و نيم پيش وبلاگ نويسي را شروع كردم. فانتزي شكست عنوان اولين يادداشت من در هموردا بود. داستان بيژن و مايكل من -كه در زمان خود ابتكاري بود و خيلي هم مورد توجه واقع شد-يادگار دوران وبلاگ نويسي من در همورداست. اولين نوشته ي من در منجوق- كه دقيقا دو سال پيش منتشر شد- باز هم راجع به «فانتزي شكست» است. درست است كه وبلاگ منجوق وقت نسبتا زيادي از من مي گيرد، اما وقتي كه براي اين وبلاگ مي گذارم بازده چند برابر دارد. منجوق از گوشه و كنار دنيا و گوشه و كنار ايران خواننده دارد. با عقيده و مسلك هاي گوناگون، مرد و زن، با گرايش هاي سياسي مختلف، از قوم هاي مختلف ايران ، از مشاغل و رشته هاي مختلف، از خانواده هاي غني و فقير و... روز به روز هم بر اين گوناگوني و تنوع افزوده مي شود. براي من جاي بسي افتخار است كه وبلاگي دارم كه در آن همه ي اين افراد احساس در خانه بودن مي كنند. علي رغم اين گوناگوني ظاهري، خوانندگان منجوق مشتركات فراواني دارند. اين اشتراكات مي تواند مبناي ايجاد يك جمع باشد. مي خواهم از پاييز امسال به طور مرتب يك سري جلسات با حضور خوانندگان منجوق بگذارم. يك طرح اوليه از آن در ذهنم هست. هدف اين جلسات مي خواهم جوابگويي به اين سئوالاتي از اين قبيل باشد: در زندگي دنبال چه هستيم؟ موفقيت در چيست؟ چگونه مي توان به موفقيت دست يافت؟ تعادل پايدار بين دنبال ماديات ومعنويت بودن ، سنتي و مدرن بودن، ... چيست؟ منظورم صرفا فلسفه بافي يا نقل آراي بزرگان نيست. (هرچند شايد بخشي از بحث اين گونه باشد.) اما هدفم بيشتر ايجاد يك ذهنيت عملگرايانه است. اگر چنين جمعي دوام پيدا كند و در همين راستا حركت كند پس از چند سال مي تواند پاسخگوي نياز هاي گوناگون افراد جمع باشد. اگر افراد جمع از خود قابليت و صداقت نشان دهند و اعتماد هم را جلب كنند مي توانند ياري بخش هم در اين دوران پرتلاطم باشند و طوفان هاي بسياري پشت سر بگذارند.
از سياست، مسايل جنجال برانگيز وحساسيت برانگيز مذهبي ، از روابط و ژست هاي روشنفكري و رفتارهاي خارج از هنجارهاي قابل قبول جامعه و... حذر مي كنيم تا جمع مان پايدار بماند وادامه پيدا كند و ثمر دهد. چنين جمعي مي تواند خيلي ها را از تنهايي به در آورد و به آنها انگيزه ي تلاش دهد. ترويج علم (سخنراني علمي) و كمك هاي انساندوستانه از برنامه هايمان خواهد بود. همچنين انتقال تجربه هايمان در مسايل مالي و نكات عملي در زندگي ديگر از برنامه هايمان خواهد بود. منظورم مسايل اقتصادي در مقياس فردي و خانوادگي است نه حرف هاي بي سر وته در مورد اقتصاد جهاني و ملي كه خارج از حيطه ي عملكرد و كنترل و همچنين معلومات ماست. منظورم صحبت درباره راه هاي ابتكاري پول در آوردن و پس انداز كردن و سرمايه گذاري كردن-البته از راه قانوني و اخلاقي و ترجيحا مدرن و علمي- است. اگر كسي پولدار شدن را هدف خود در زندگي بداند من او را تقبيح نمي كنم. اما هدف من پولدار شدن در زندگي نبوده و نيست. هدفم از اين برنامه ها هم تشويق در اين جهت نيست. با اين حال همه ي ما در مورد مسايل مالي بايد آن قدر هشيار باشيم تا گليم خود را از آب بكشيم و سربار ديگران نباشيم.
مي خواهم نظرات شما را راجع به اين ايده بدانم. به خصوص مي خواهم پيشنهاد هاي شما را در موارد زير بشنوم:
(1) چه كنيم منجوق خوانان مقيم شهرستان ها و خارج نيز در جلسات شركت كنند؟
(2) چه كنيم كه جمع از مسير اصلي خود منحرف نشود؟
(3) چه نوع سئوالاتي را مطرح كنيم؟
(4) با آنان كه نظم جلسات را به هم مي زنند يا بحث را منحرف مي كنند چه كنيم؟
(5) اگر احساس كرديم يكي با منفي بافي از جمع انرژي مي گيرد چه كنيم؟
(6) بناست بعد از چند سال كه افراد گروه اعتماد هم را جلب كردند اين جمع ياري دهنده ي هم باشند (در مسايل مالي، از نظر كمك و پرستاري، از نظر فكري و از هر نظر ديگر). اگر ان شا الله به اينجا برسيم عده اي سبز خواهند شد كه مي خواهند فقط سرويس بگيرند بي آن كه خود كاري كنند. با آنها چه كنيم؟ چگونه جلوي ورود آنها را بگيريم. اگر به اينجا برسيم سر و كله ي شارلاتان ها ودروغگويان و خالي بندان هم پيدا مي شود. با آنها چه كنيم؟
(7) چند وقت يك بار دور هم جمع شويم؟
(8) چه گونه بين سرويس دادن و سرويس گرفتن تعادل برقرار كنيم؟ فراموش نكنيم كه ادامه اين چنين جمعي در گرو اين تعادل است.
(9) آيا صورت جلسه بنويسيم؟ آيا صورت جلسه ها را در وبلاگ منتشر كنيم؟ آيا در آخر جمع بندي كنيم؟
(10) من شخصا به شفافيت معتقدم اما شايد كساني نخواهند در وبلاگ از آنها نام برده شود. در اين مورد چه استراتژي اي داشته باشيم.
(11) فكر مي كنيد چند نفر مايل به شركت باشند؟ (جلسات روزهاي جمعه تشكيل خواهد شد.)
(12) آيا نكته ي ديگري به ذهن شما مي رسد كه قبل از اين كه جلسات را شروع كنيم بايد روشن شود؟ آيا لازم است يك اساس نامه بنويسيم؟
(13) نحوه اداره ي جلسات چگونه باشد؟
(14) چه مسايل ديگري براي طرح شدن در اين جلسات مفيد هستند؟
(15) يك مرامنامه-نظير آن چه كه من قبلا نوشته بودم- ضروري است. كدام مفاد آن مرامنامه را بهتر است عوض كنيم؟ چه ماده ي جديدي به آن بيافزاييم؟
(16) آيا لازم است كار خاصي كنيم تا اقليت ها نيز در جلسات ما شركت كنند يا خود آنها اگر مانعي نباشد مي آيند؟ چه كنيم كه احساس مانع نكنند؟ خيلي مايلم دانشجويان خوابگاهي در جلسات حضور پيدا كنند. همين طور مي خواهم همسالان من كه فرزند كوچك دارند بيايند. چنين جمع خانوادگي مي تواند احساس «درخانه بودن» ايجاد كند.
(17) و مهمتر از همه آن كه چه كنيم تا جلوي ورود نوابيغ را بگيريم. (نوابيغ اصطلاحي است كه ما به كساني كه از فيزيك هيچ نمي دانند اما ادعا مي كنند كه اينشتين را ضربه فني كرده اند اطلاق مي كنيم.)
نمایش پستها برای عبارت جستجوی مرامنامه براساس تاریخ. مرتب سازی براساس ارتباط نمایش تمام پستها
نمایش پستها برای عبارت جستجوی مرامنامه براساس تاریخ. مرتب سازی براساس ارتباط نمایش تمام پستها
۱۳۸۹ مرداد ۲۲, جمعه
۱۳۸۸ مهر ۲۹, چهارشنبه
چه كنيم؟
اگر خاطرتان باشد چند ماه پيش من پيشنهادي براي آغاز يك سري فعاليت اجتماعي دسته جمعي داده بودم. قرار بود كه در سايه يك فعاليت دسته جمعي افراد با سنين، شرايط مختلف زندگي و عقايد متفاوت گرد هم جمع آيند. ايده اين بود كه افرادي كه به يك مرامنامه پايبندند دور هم جمع شوند و بي آن كه روي اختلاف هايشان انگشت بگذارند يا بخواهند همديگررا تغيير دهند، در سايه همكاري به يك نوع همدلي برسند و از نقاط قوت هم چيز ياد بگيرند.عده اي از دوستان از اين ايده به گرمي استقبال كردند. من مُصِرّ بودم رهيافتي برگزيده شود كه عملي باشد. دوست نداشتم ادعاي انجام دادن كاري بزرگ و يا پردامنه كنيم، اما چيزي در عمل از پيش نبريم.
براي همين چند ماه در اين مورد فكر كردم. ايده هاي مختلفي را كه در ذهن داشتم در محدوده خودم تست كردم. در عمل ديدم حتي آن چه كه به نظر، ساده مي آيد در عمل سخت و دشوار مي شود. اگر حوصله و وقتي در آينده بود اين تست ها و نتايجش را در اينجا به قلم مي آورم. تجارب جالبي بودند؛ هر چند چندان موفقيت آميز نبودند!
نتيجه آخر را مي گويم. ديدم تشكيل گروه و كلا ساختارهاي جديد وقت بسياري مي خواهد. زياد هم معلوم نيست كه اين ساختارها پايدار بمانند. براي تشكيل گروه بايد ماه ها وقت صرف كرد. تا گروه ساخته شود، انرژي من تخليه مي شودو نمي توانم در جهت كاري كه هدف تشكيل گروه است قدمي بردارم. زمان هم مهم است. همه ما درگير كار تخصصي خود هستيم. بزرگان گفته اند:" اول واجب، بعد مستحب!"
به علاوه ما در اينجا امكانات لازم براي تشكيل گروه فوق برنامه نداريم. حتي يك اتاق عمومي هم نداريم كه دور هم جمع شويم. در دانشگاه ها كه تعداد دانشجويان جوان و پر انرژي و همچنين امكانات جهت فعاليت هاي فوق برنامه بيشتر است، ايجاد گروه ها امكان پذيرتر است اما در محل كار من چنين امكاني نيست.
درنتيجه براي عملي ساختن اين ايده بايد از شبكه ها ي موجود بهره گرفت. سه جور شبكه در ذهنم است: همين شبكه وبلاگ ها، فيس-بوك و شبكه رفت و آمدهاي خانوادگي. از پتانسيل همين ها استفاده مي كنيم. تا جايي كه تمام پتانسيل آنها به فعليت درآيد به آنها اتكا مي كنيم، آن گاه با توسل به انبان تجربه اي كه اندوخته ايم، به فكر ايجاد شبكه جديد مي افتيم!
حال مي رسيم به نوع فعاليت. در اين مورد هم من امكان هاي مختلف را در نظر گرفتم: تبليغ براي موسسه هاي خيريه مستقل از حكومت ،گسترش فرهنگ مراعات نكات ايمني در كار و زندگي و.... پس از بررسي هاي نسبتا زياد، تصميم گرفتم موضوع مورد علاقه قديمي ام، يعني حفاظت از محيط زيست را بر گزينيم. مدت ها پيش به هنگامي كه من دانشجوي دكتري بودم، در وبسايتي كه عده اي از دوستان مي گرداندند مقاله اي نوشتم در مورد كارهايي كه تك تك ما، هر چه قدر هم كه گرفتار كار باشيم، مي توانيم در جهت حفاظت از محيط زيست انجام بدهيم. كاري هم مي خواهم بكنيم در همين راستاست.
در ظرف يك تا دو ماه يك سري مطلب در همينجا با برچسب causeمنتشر خواهم كرد. در اين نوشته ها من برخي نكات مربوط به محيط زيست را و آن چه را كه ما مي توانيم در اين راستا انجام دهيم مي شكافم. البته من متخصص اين رشته نيستم و از ديدگاه يك شهروند معمولي سخن مي گويم. از متخصصان و آنان كه اطلاعاتي بيش از من در اين باره دارند تقاضا مي كنم با ديد نقادانه نوشته هاي مرا بخواهند و در كامنت ها منعكس كنند. با اين حال گمان مي كنم با زاويه ديدي به مسئله مي نگرم كه خاص خودم است ومي تواند جالب باشد. اهميت مسئله را از ابعاد مختلف خواهم شكافت. راه هاي عملي براي گسترش فرهنگ حفاظت از محيط زيست پيشنهاد خواهم كرد كه اميدوارم عده اي جدي بگيرند.
انتظار من از اين فعاليت سه چيز است:1) هر نوشته مرا در منجوق نزديك به دويست نفر مي خوانند. اميد دارم كه از اين دويست نفر حداقل پنجاه نفر پس از خواندن اين مطالب مسئله محيط زيست را جدي تر بگيرند. پنجاه نفر در مقايسه با جمعيت ايران و جهان بسيار كم است اما قابل صرفنظر نيست!! به تدريج توضيح مي دهم و عدد و رقم مي آورم كه با برگرفتن روش هاي دوستانه تر با محيط زيست هر شخص در يك سال مي تواند جلوي چه مقدار خرابي را بگيرد. به علاوه استدلال خواهم كرد و نشان خواهم داد كه در محيط و شرايط مناسب ومستعد براي گذار فاز، همين گروه هاي پنجاه نفري مجزا در گوشه و كنار اگر با اراده و هدفمند عمل كنند مي توانند منجر به تغيير فرهنگ عمومي شوند.
2) اميد دارم چهار و پنج نفر از دانشجويان پرانرژي در دانشگاه هاي مختلف با خواندن اين نوشته ها انگيزه لازم را به دست بياورند تا در دانشگاه خود يك گروه فوق برنامه جدي و فعال براي حفظ محيط زيست راه بياندازند.
3) اميد دارم يكي دو نفر از جوان تر ها آن قدر به موضوع علاقه مند شوند كه موضوع حفظ محيط زيست را به صورت تخصصي و حرفه اي دنبال كنند و در آينده با به دست آوردن تخصص لازم كارهاي بزرگ انجام دهند.
با اميد آن كه چنين دستاوردهايي حاصل شود در يكي دو ماه آينده در اين زمينه خواهم نوشت.
فعلا اگر شما فرصت كرديد اين نوشته قديمي مرا بخوانيد.
۱۳۸۸ مرداد ۱, پنجشنبه
نكته اي در باره مرامنامه
يكي از مواد مرامنانه اي كه نوشته قبلي ام تنظيم كرده بودم، چنين بود :
" افراد با هر دين، مسلك و عقيده اي قابل احترام هستند. در مورد عقايد مذهبي افراد و ديگر مقدسات آنان چون وچرايي نمي كنيم."
به نظرم بايد در مورد اين ماده مرامنامه توضيح بيشتري بدهم. اين ماده در واقع نوعي اصل نانوشته بين فيزيكپيشگاني است كه در همايش هاي بين المللي، مرتب همديگر را مي بينند و يا در پروژه هاي مختلف با يكديگر همكاري مي نمايند. همان طور كه گفتم تنظيم و تبيين مواد اين مرامنامه و بحث در باره آن در اين وبلاگ، مستقل از پيشنهاد من، مفيد است. اگر مواد مرامنامه به درستي تبيين شود، محققان ايراني در ارتباط برقرار كردن با همتايان خود در ساير نقاط دنيا مشكلات كمتري خواهند داشت.
اخيرا "اين دو نفر" نوشته جالبي در وبلاگشان گذاشته اند كه بي ارتباط با اين ماده از مرامنامه من نيست. توصيه مي كنم كه نوشته جالبشان را بخوانيد. البته نويسندگان آن مقاله كاري به مرامنامه منجوق ندارند و مستقل از آن چه كه من اينجا نوشته ام سئوالات خود را مطرح كرده اند. اما خواندن مقاله جالب آن ها مرا بر آن داشت كه اين توضيح را بنگارم. من جواب سئوالات آنان را نمي دانم. در حد و حدودي هم نيستم كه بخواهم "اصل اخلاقي" صادر نمايم. من فقط براي فعاليت پيشنهادي خودم مرامنامه اي تنظيم كردم و مي خواهم مواد آن را تبيين كنم.
اين دو نفر نوشته اند:"
تا جایی که من میدانم اعلامیه حقوق بشر، قانون اساسی و قرآن (که قانون الهیای است که من شخصاً به آن پایبندم) هیچ اصلی در مورد جرم دانستن توهین به عقاید دیگران ندارند. من البته از باب همان اصل اخلاقی ابتدای متن که به آن پایبندم سعی میکنم بیانم دیگران را آزار ندهد. "
" افراد با هر دين، مسلك و عقيده اي قابل احترام هستند. در مورد عقايد مذهبي افراد و ديگر مقدسات آنان چون وچرايي نمي كنيم."
به نظرم بايد در مورد اين ماده مرامنامه توضيح بيشتري بدهم. اين ماده در واقع نوعي اصل نانوشته بين فيزيكپيشگاني است كه در همايش هاي بين المللي، مرتب همديگر را مي بينند و يا در پروژه هاي مختلف با يكديگر همكاري مي نمايند. همان طور كه گفتم تنظيم و تبيين مواد اين مرامنامه و بحث در باره آن در اين وبلاگ، مستقل از پيشنهاد من، مفيد است. اگر مواد مرامنامه به درستي تبيين شود، محققان ايراني در ارتباط برقرار كردن با همتايان خود در ساير نقاط دنيا مشكلات كمتري خواهند داشت.
اخيرا "اين دو نفر" نوشته جالبي در وبلاگشان گذاشته اند كه بي ارتباط با اين ماده از مرامنامه من نيست. توصيه مي كنم كه نوشته جالبشان را بخوانيد. البته نويسندگان آن مقاله كاري به مرامنامه منجوق ندارند و مستقل از آن چه كه من اينجا نوشته ام سئوالات خود را مطرح كرده اند. اما خواندن مقاله جالب آن ها مرا بر آن داشت كه اين توضيح را بنگارم. من جواب سئوالات آنان را نمي دانم. در حد و حدودي هم نيستم كه بخواهم "اصل اخلاقي" صادر نمايم. من فقط براي فعاليت پيشنهادي خودم مرامنامه اي تنظيم كردم و مي خواهم مواد آن را تبيين كنم.
اين دو نفر نوشته اند:"
تا جایی که من میدانم اعلامیه حقوق بشر، قانون اساسی و قرآن (که قانون الهیای است که من شخصاً به آن پایبندم) هیچ اصلی در مورد جرم دانستن توهین به عقاید دیگران ندارند. من البته از باب همان اصل اخلاقی ابتدای متن که به آن پایبندم سعی میکنم بیانم دیگران را آزار ندهد. "
مي توان مطالبي را در هر سه اين مراجع يافت كه بتوان آنها را " نهي توهين به عقايد ديگران" تلقي كرد. متاسفانه، "توهين" چندان خوش تعريف نيست! ممكن است در يك مورد خاص يكي احساس توهين كند.اما واقعيت اين است كه آنان كه در بحث هاي كلامي تبحري بيش از من دارند مي توانند با پيش كشيدن مطالبي ديگري از سه مرجعي كه "اين دو نفر" مطرح كرده اند استدلال كنند كه توهيني در كار نبوده و اين سه منبع اتفاقا عمل مزبور را تاييد و توصيه مي كنند!
من به جاي "توهين به عقايد ديگران" عبارت خوش تعريف تري به كار برده بودم.گفته بودم در" مقدسات ديگران چون و چرايي نمي كنيم". مقدسات لزوما عقايد ديني نيستند. در ذهن هركسي يك سري مسايل است كه برايش به هر دليلي به قدري عزيز و محترمند، كه چون و چرا درباره آنها را بر نمي تابد. بسيار ديده ام كساني را كه در مورد عقايد مذهبي كاملا با فكري باز برخورد مي كنند و اجازه مي دهند عقايد مذهبي آنان مورد نقد قرار گيرد. با اين حال، يك سري مسايل وجود دارد كه از نظر ناظر بيروني بسيار پيش پا افتاده مي نمايد، ولي به دلايل معلوم يا نامعلوم براي آن شخص آن چنان مهم و عزيزند كه حاضر نمي شود هيچ گونه چون و چرايي درباره آنها بشنود. حرف من اين بود كه وقتي ديديم موضوعي براي كسي چنين عزتي دارد، اين تعصب را مورد چون وچرا قرار ندهيم.
چنين توصيه اي به اين صراحت به عنوان اصل اخلاقي در متون قديمي (قديمي تر از بيست سال) وجود ندارد.
اين توصيه تا چند دهه پيش، به اين شدت، موضوعيت نداشت! با بالا رفتن ارتباطات مستقيم و غير مستقيم بين افراد با پيش-زمينه هاي كاملا متفاوت و نياز به همكاري هاي بين المللي در سطح وسيع اين نكته موضوعيت پيدا كرده. فيزيكپيشگان اين اصل نانوشته را رعايت مي كنند چرا كه اگر رعايت نكنند اصل همكاري در حاشيه اي از اختلافات گم مي شوند. مثلا وقتي برنامه شام براي سخنران مدعو ترتيب مي دهند از همه علاقه مندان شركت در برنامه شام سئوال مي كنند آيا معذوريت ديني براي خوردن غذايي خاص دارند.
برنامه را چنان ترتيب مي دهند كه همه راضي باشند. كسي ابرو خم نمي كند كه اين معذوريت ديني تو -كه از نظر من دليل عقلاني موجه ندارد- براي ما دردسر ساز شده!
از كجا بفهميم كه همراه ما در مورد نكته اي حساسيت تعصب آلود دارد يا خير؟يك سري مسايل هست كه بايد پيش فرض را چنان گرفت كه شخص درباره آنها حساس است:1) مسايل ديني و عقيدتي (2) تعصبات ناموسي (3) بري از عيب بودن پدرهاي دختر خانم ها و مادران آقا پسرها. (آقا پسرها، معمولا، در مورد زيبايي مادرشان و بي نظير بودن دستپخت او هم حساسيت دارند. دخترخانم ها حساسيت معادلي در مورد پدرشان ندارند. البته من شخصا در مورد دستپخت بابام تعصب دارم.) (4) عرق ميهني و قومي و...
معمولا افراد در اين موارد تعصب دارند مگر آن كه خلاف آن ثابت شود.
اگر ناخواسته و نادانسته وارد حريم تعصبات كسي شديم بايد عذر بخواهيم و زود خارج شويم.
شايد بپرسيد اگر كسي انواع و اقسام تعصبات و حساسيت هاي بي مورد داشت، چه بايد بكنيم؟ چنين كسي پس از مدتي كم كم منزوي مي شود. خود او بايد تصميم بگيرد كه آيا هزينه اي كه براي اين همه تعصبات و حساسيت ها مي پردازد بيش از اندازه گزاف است يا خير. اگر شخص مزبور يكي از نزديكان ماست (مثل خواهر و برادر، همسر يا دوست خيلي صميمي) شايد تذكر دادن ما به جا باشد. البته در تذكر در مورد تعصبات بايد بي نهايت محتاط بود. تعصبات مي توانند حتي بهترين دوستي ها را هم از هم بپاشند. اما در مورد كساني كه ما حداكثر سه ماه يك بار ملاقات مي كنيم (مثل اعضاي گروهي پيشنهادي من) ما نبايد به خود اجازه دهيم كه كه وارد چون و چرا در مورد تعصبات شخص شويم. اگر او خود چراغ سبز براي نقد عقايدش نشان داد، اظهار نظر مي كنيم در غير اين صورت حق نداريم كه روي حساسيت هايش پا بگذاريم.
كساني هستند كه ما روزانه مي بينيم ولي رابطه ما تنها در چارچوب و قالب يك همكاري خاص است. عقل حكم مي كند براي اين كه اين همكاري دوام پيدا كند، وارد مباحث ممنوعه يكديگر نشويم.
يكي از نتايج و اهداف جلسات پيشنهادي من از بين بردن تعصبات بي مورد بود. اما اين كار از طريق نصيحت و يا حتي مباحثه عملي نيست. وقتي شخصي مي بيند كه تعصبات او مورد حمله قرار مي گيرد واكنش منفي نشان مي دهد. شايد شما بگوييد كه حمله اي در كار نيست و داريم نقدمنطقي مي كنيم. دقت كنيد عرض كردم "تعصبات"! نگفتم "اعتقادات". منظورم از تعصبات يك سري مفاهيم است كه شخص (به دلايل شخصي يا جمعي) چنان نسبت به آنان حساس است كه هر گونه نقدي را حمله مي پندارد. در اين صورت شخص سعي خواهد كرد يك سري استدلالات بچيند و خود را توجيه كند. مغز انسان ها در اين زمينه بي نهايت توانا ست. انسان ها اگر بخواهند به هر چيز مزخرفي مي توانند رنگ و لعابي فلسفوي و عميق دهند. اگر شخصي به آن سو رانده شود ، ديگر تقريبا محال است از شرآن تعصبات خلاصي يابد. اما اگر روي تعصبات شخصي (به خصوص اگر نوجوان باشد) به طور مستقيم پا نگذاريم و اين شخص خود متوجه شود تعصبات بي موردش او را از جمعي كه دوست دارد، دور مي كند خود حتما مي رود و در آن تعصبات تجديد نظر مي كند. به اين ترتيب به طور غير مستقيم چنين جمعي، تعصبات بي مورد را مي زدايد.
نكته ديگري كه در آن مرامنامه بايد تصريح مي شد از اين قرار است:" كسي حق ندارد چيزي را كه براي خود مقدس است اما براي عضو ديگر گروه مقدس نيست، به او تحميل كند."
۱۳۸۸ تیر ۱۷, چهارشنبه
پيشنهاد من بعد از ويرايش!
بعد ازآن كه نوشته قبلي ام را منتشر كردم، كامنت هاي متعددي دريافت نمودم كه برخي ازآنها منتشر شد .
كامنت هاي دوستان همه از سر دلسوزي و آموزنده بودند. پس از خواندن اين كامنت ها به آن نتيجه رسيدم كه بهتر است فعاليت هاي گروه را به گونه اي سازمان دهي كنيم تا نوجوانان از هر قشري در آن حضور داشته باشند. پيشنهاد ويرايش شده من از اين قرار است: گروه حدود ده تا بيست نفره اي تشكيل مي دهيم كه هسته مركزي آن را افراد همسن و سال من تشكيل مي دهند. برنامه ريزي و تامين مخارج گروه با اين عده خواهد بود. گروه، اعضاي جوانتري هم خواهد داشت كه عموما دانشجو هستند. اين عده در تامين مخارج گروه نقشي نخواهند داشت اما خرج فعاليت هاي خود را خود مي پردازند. مثلا اگر قرار است كتابي خريداري شود و يا بليطي تهيه شود يا عصرانه اي تدارك ديده شود، دانشجوها خود مخارج آن را مي پردازند. گروه ،اعضاي جوان تر ي هم دارند كه 13تا 17 ساله هستند. اعضاي جا افتاده تر گروه، مخارج فعاليت هاي نوجوانان را در گروه، تقبل مي كنند بدون توجه به اين كه از خانواده از قشر مستضعف هست يا خير . در واقع می خواهیم ، بدون آن كه خط كشي هاي طبقاتي، قوميتي، جنسيتي و... مانع از همدلي و همكاري ما باشد، به منظور فعاليتي دور هم جمع شويم. بنابراين در مورد سطح مالي همديگر كنجكاوي نمي كنيم.
در مورد اين كه فعاليت گروه چه باشد بعدا تصميم مي گيريم. برخي پيشنهاد هاي من عبارتند از كتابخواني، بازديد از موزه ها، آشنايي با مشاغل ، تمرين زبان و....
جلسات را در اماكن عمومي مانند پارك ها و ... برگزار مي كنيم.
گروه از همان ابتدا "مرامنامه" اي تنظيم مي كند تا همه اعضاي گروه ، به هنگام شركت در فعاليت هاي گروه خود را مكلف به رعايت آن نمايند.
برخي مواد اين مرامنامه مواردي از اين دست باشند (البته با جمله بندی رسمی تراز آن چه من در زیر آورده ام):
1) بازي كردن با تلفن همراه و ... در هنگام جلسات ممنوع است مگر آن كه همگي توافق كنيم كه به منظور خاصي از اين وسايل استفاده كنيم.
2) كسي در مورد وضع مالي ديگري سئوالي نمي كند. كسي ثروت خود را به رخ ديگري نمي كشد. كسي فقر خود را به عنوان سركوفت زدن به ديگران ابراز نمي دارد. در اين چند ساعت كه دور هم جمع مي شويم اين مسايل را به كناري مي گذاريم.
3) جوك هاي مليتي يا قوميتي ممنوع هستند. اگر کسی مهمان خارجي يا مهمان از شهري ديگري از ايران به همراه آورد، حضور او را گرامی می داریم چرا که باعث می شود ما با فرهنگ های گوناگون آشنا شویم. به طور خاص جوانان و نوجوانان افغاني را تشويق مي كنيم تا در جلسات ما حضور پيدا كنند.
4) در جلسات گفتن جوك هاي جنسيتي نيز ممنوع است. دقت كنيد جوك هاي جنسيتي با جوك هاي جنسي (obscene) فرق دارند. در ايران، ممنوع بودن جوك هاي جنسي براي جمع مختلط زير چهل سال امري بديهي است و نيازي به گنجاندن در مرامنامه ندارد! تمام كساني كه در چنين جلساتي شركت مي كنند آن قدر فهم و شعور دارند كه ناگفته بدانند در چنين جمعي نبايد شوخي obscene كرد.
اما در مرامنامه بايد ممنوعيت شوخي جنسيتي را بگنجانيم.
5) جو و صحبت ها نبايد چنين باشد كه كسي به خاطر كاستي هايي مانند لكنت زبان يا معلوليت و چيزهايي از اين دست احساس شرم كند و از ادامه شركت در جلسات منصرف شود.
6) افراد با هر دين، مسلك و عقيده اي قابل احترام هستند. در مورد عقايد مذهبي افراد و ديگر مقدسات آنان چون وچرايي نمي كنيم.
7) همديگر را با اسم كوچك صدا مي زنيم. قايم شدن پشت عناوين (به خصوص هنگامي كه در بحث كم مي آوريم) ممنوع است!
8) از بحث هاي اختلاف آفرين حذر مي كنيم. از بحث هايي كه مي تواند خطر آفرين باشد هم همين طور.
9) قوانين محدود كننده گروه بايد به حداقل برسد. از اعمال محدوديتي كه حكمتي مقبول جمع ندارد حذر مي كنيم. در وضع قوانين همه حق راي و نظر دارند اما اعضاي جا افتاده گروه "حق وتو" دارند. البته در موقع وتو كردن بايد دلايلي ارائه دهند كه در صد ي از همه اعضاي گروه (مثلا سي درصد) با آن موافق باشند. همگي به هوش باشيم كه جمع ما نيازي به "رئيس آفتابه مسجد شاه" ندارد. اما از طرف دیگر، اختیارات و اتوریته افراد یکسان نیست. آنان که مسئولیت های سنگین تری بر عهده می گیرند و هزینه مادی و معنوی بیشتری می پردازند باید اختیارات بیشتری هم داشته باشند.
10) نه تنها "اظهار فضل" ممنوع نیست بلکه تشويق هم مي شود. كسي حق ندارد ديگري را به خاطر به كار بردن كلماتي كه از نظر او قلمبه سلمبه است يا به خاطر نقل قول ازبزرگان و يا استناد به متن هاي ادبي فلسفي و... سرزنش كند. اين ما هستيم كه اگر احساس كم سوادي به ما دست مي دهد، بايد برويم و سواد خود را بالا ببريم!
همچنين، تعريف خاطرات سفرها، بازگويي مطالعات و.. مورد تشويق قرار مي گيرد. همين طور انتقال تجربه استفاده از دستگاه ها و امكانات مدرن و را ه هاي جديد در كار و زندگي... آموزش مهارت هاي گوناگون نيز مورد تشويق و تاييد قرار مي گيرد. در واقع يكي از اهداف دور هم جمع شدن آن است كه "ياد بگيريم از چيزهاي جديد نترسيم."
11) كسي حق ندارد سليقه ديگري را مسخره كند.
12) استفاده توهين آميز از واژه "دهاتي" يا نام قوميت ها و مليت ها قدغن است.
13) نظم و انضباط را رعايت مي كنيم. به موقع وسر ساعت مقرر،در جلسات حاضر مي شويم و اگر نتوانيم در جلسه اي حضور پيدا كنيم از قبل اطلاع مي دهيم. اگر مهماني مي آوريم قبلا اطلاع دهيم و او را قبل از شركت در جلسه، در مورد مرامنامه توجيه كنيم.
14) با يكديگر بردبار باشيم. در ابتدا از برخي رفتار همديگر خوشمان نخواهد آمد. بدانيم و آگاه باشيم كه برخي رفتار هاي ما نيز براي ديگران خوشايند نيستند. از همان ابتدا آنتن هايمان را تيز مي كنيم تا اين رفتار ها را در خود كشف و آن گاه در خود اصلاح كنيم.
15) برنامه ها را حتي الامكان كم خرج ترتيب مي دهيم تا به اعضايي كه هسته مركزي را تشكيل مي دهند فشار زيادي نيايد. دوري از تكلف و سادگي را (البته تا حد متعادل و به دور از افراط و تفريط) به عنوان يكي از ارزش هاي گروه تبليغ مي كنيم تا به علت مسايل مادي شكاف بین اعضای گروه ايجاد نشود.
منتظر شنيدن نظرا ت سازنده شما هستم.
كامنت هاي دوستان همه از سر دلسوزي و آموزنده بودند. پس از خواندن اين كامنت ها به آن نتيجه رسيدم كه بهتر است فعاليت هاي گروه را به گونه اي سازمان دهي كنيم تا نوجوانان از هر قشري در آن حضور داشته باشند. پيشنهاد ويرايش شده من از اين قرار است: گروه حدود ده تا بيست نفره اي تشكيل مي دهيم كه هسته مركزي آن را افراد همسن و سال من تشكيل مي دهند. برنامه ريزي و تامين مخارج گروه با اين عده خواهد بود. گروه، اعضاي جوانتري هم خواهد داشت كه عموما دانشجو هستند. اين عده در تامين مخارج گروه نقشي نخواهند داشت اما خرج فعاليت هاي خود را خود مي پردازند. مثلا اگر قرار است كتابي خريداري شود و يا بليطي تهيه شود يا عصرانه اي تدارك ديده شود، دانشجوها خود مخارج آن را مي پردازند. گروه ،اعضاي جوان تر ي هم دارند كه 13تا 17 ساله هستند. اعضاي جا افتاده تر گروه، مخارج فعاليت هاي نوجوانان را در گروه، تقبل مي كنند بدون توجه به اين كه از خانواده از قشر مستضعف هست يا خير . در واقع می خواهیم ، بدون آن كه خط كشي هاي طبقاتي، قوميتي، جنسيتي و... مانع از همدلي و همكاري ما باشد، به منظور فعاليتي دور هم جمع شويم. بنابراين در مورد سطح مالي همديگر كنجكاوي نمي كنيم.
در مورد اين كه فعاليت گروه چه باشد بعدا تصميم مي گيريم. برخي پيشنهاد هاي من عبارتند از كتابخواني، بازديد از موزه ها، آشنايي با مشاغل ، تمرين زبان و....
جلسات را در اماكن عمومي مانند پارك ها و ... برگزار مي كنيم.
گروه از همان ابتدا "مرامنامه" اي تنظيم مي كند تا همه اعضاي گروه ، به هنگام شركت در فعاليت هاي گروه خود را مكلف به رعايت آن نمايند.
برخي مواد اين مرامنامه مواردي از اين دست باشند (البته با جمله بندی رسمی تراز آن چه من در زیر آورده ام):
1) بازي كردن با تلفن همراه و ... در هنگام جلسات ممنوع است مگر آن كه همگي توافق كنيم كه به منظور خاصي از اين وسايل استفاده كنيم.
2) كسي در مورد وضع مالي ديگري سئوالي نمي كند. كسي ثروت خود را به رخ ديگري نمي كشد. كسي فقر خود را به عنوان سركوفت زدن به ديگران ابراز نمي دارد. در اين چند ساعت كه دور هم جمع مي شويم اين مسايل را به كناري مي گذاريم.
3) جوك هاي مليتي يا قوميتي ممنوع هستند. اگر کسی مهمان خارجي يا مهمان از شهري ديگري از ايران به همراه آورد، حضور او را گرامی می داریم چرا که باعث می شود ما با فرهنگ های گوناگون آشنا شویم. به طور خاص جوانان و نوجوانان افغاني را تشويق مي كنيم تا در جلسات ما حضور پيدا كنند.
4) در جلسات گفتن جوك هاي جنسيتي نيز ممنوع است. دقت كنيد جوك هاي جنسيتي با جوك هاي جنسي (obscene) فرق دارند. در ايران، ممنوع بودن جوك هاي جنسي براي جمع مختلط زير چهل سال امري بديهي است و نيازي به گنجاندن در مرامنامه ندارد! تمام كساني كه در چنين جلساتي شركت مي كنند آن قدر فهم و شعور دارند كه ناگفته بدانند در چنين جمعي نبايد شوخي obscene كرد.
اما در مرامنامه بايد ممنوعيت شوخي جنسيتي را بگنجانيم.
5) جو و صحبت ها نبايد چنين باشد كه كسي به خاطر كاستي هايي مانند لكنت زبان يا معلوليت و چيزهايي از اين دست احساس شرم كند و از ادامه شركت در جلسات منصرف شود.
6) افراد با هر دين، مسلك و عقيده اي قابل احترام هستند. در مورد عقايد مذهبي افراد و ديگر مقدسات آنان چون وچرايي نمي كنيم.
7) همديگر را با اسم كوچك صدا مي زنيم. قايم شدن پشت عناوين (به خصوص هنگامي كه در بحث كم مي آوريم) ممنوع است!
8) از بحث هاي اختلاف آفرين حذر مي كنيم. از بحث هايي كه مي تواند خطر آفرين باشد هم همين طور.
9) قوانين محدود كننده گروه بايد به حداقل برسد. از اعمال محدوديتي كه حكمتي مقبول جمع ندارد حذر مي كنيم. در وضع قوانين همه حق راي و نظر دارند اما اعضاي جا افتاده گروه "حق وتو" دارند. البته در موقع وتو كردن بايد دلايلي ارائه دهند كه در صد ي از همه اعضاي گروه (مثلا سي درصد) با آن موافق باشند. همگي به هوش باشيم كه جمع ما نيازي به "رئيس آفتابه مسجد شاه" ندارد. اما از طرف دیگر، اختیارات و اتوریته افراد یکسان نیست. آنان که مسئولیت های سنگین تری بر عهده می گیرند و هزینه مادی و معنوی بیشتری می پردازند باید اختیارات بیشتری هم داشته باشند.
10) نه تنها "اظهار فضل" ممنوع نیست بلکه تشويق هم مي شود. كسي حق ندارد ديگري را به خاطر به كار بردن كلماتي كه از نظر او قلمبه سلمبه است يا به خاطر نقل قول ازبزرگان و يا استناد به متن هاي ادبي فلسفي و... سرزنش كند. اين ما هستيم كه اگر احساس كم سوادي به ما دست مي دهد، بايد برويم و سواد خود را بالا ببريم!
همچنين، تعريف خاطرات سفرها، بازگويي مطالعات و.. مورد تشويق قرار مي گيرد. همين طور انتقال تجربه استفاده از دستگاه ها و امكانات مدرن و را ه هاي جديد در كار و زندگي... آموزش مهارت هاي گوناگون نيز مورد تشويق و تاييد قرار مي گيرد. در واقع يكي از اهداف دور هم جمع شدن آن است كه "ياد بگيريم از چيزهاي جديد نترسيم."
11) كسي حق ندارد سليقه ديگري را مسخره كند.
12) استفاده توهين آميز از واژه "دهاتي" يا نام قوميت ها و مليت ها قدغن است.
13) نظم و انضباط را رعايت مي كنيم. به موقع وسر ساعت مقرر،در جلسات حاضر مي شويم و اگر نتوانيم در جلسه اي حضور پيدا كنيم از قبل اطلاع مي دهيم. اگر مهماني مي آوريم قبلا اطلاع دهيم و او را قبل از شركت در جلسه، در مورد مرامنامه توجيه كنيم.
14) با يكديگر بردبار باشيم. در ابتدا از برخي رفتار همديگر خوشمان نخواهد آمد. بدانيم و آگاه باشيم كه برخي رفتار هاي ما نيز براي ديگران خوشايند نيستند. از همان ابتدا آنتن هايمان را تيز مي كنيم تا اين رفتار ها را در خود كشف و آن گاه در خود اصلاح كنيم.
15) برنامه ها را حتي الامكان كم خرج ترتيب مي دهيم تا به اعضايي كه هسته مركزي را تشكيل مي دهند فشار زيادي نيايد. دوري از تكلف و سادگي را (البته تا حد متعادل و به دور از افراط و تفريط) به عنوان يكي از ارزش هاي گروه تبليغ مي كنيم تا به علت مسايل مادي شكاف بین اعضای گروه ايجاد نشود.
منتظر شنيدن نظرا ت سازنده شما هستم.
اشتراک در:
پستها (Atom)