ه‍.ش. ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

بخش دوم- مدل توسعه دکه های زنجیره ای یا یک فروشگاه بزرگ

فرض کنید که پس از مدتی کسب و کار دکه مزبور – که ابتدا فقط با فروش روزنامه شروع به کار کرده بود-رونق گرفت ودر کنار روزنامه، مجله و کتاب های جیبی ، کم کم تنقلات و پفک و تخمه و پف فیل را نیز به اقلام خود افزود وبا پیشرفت بیشتر، جلوی دکه خود سایه بانی زد و برای رهگذران چراغی نیز روشن کرد و به فضای اطراف دکه خود رسید و خلاصه در دکه داری به نهایت خود رسید. کم کم صاحب دکه سرمایه بیشتری می اندوزد و امکان توسعه کار برایش مهیا می شود. دو امکان وجود دارد که باز به دو چشم انداز متفاوت مربوط می شوند:
یکی این که دکه مزبور وسرمایه گرد کرده را تبدیل به یک دکان کوچک کند و یا این که دکه دیگری یک چهارراه آن طرف تر درست کند و مثلا پسرش یا برادر کوچکترش را در آنجا به کار بگمارد. هر کدام از این دو البته نقاط مثبت خود را دارند . تهیه دکان تثبیت بیشتری به همراه دارد و مکانی است که علاوه بر ارزش افزوده ملک، قابلیت فروش اجناسی با تنوع بیشتر را فراهم می کند. از سوی دیگر داشتن دو دکه سود دهی بیشتری در کوتاه مدت دارد. مهمتر آن که شخص مزبور دیگر در کار دکه داری خبره است و احتمالا این نکته تضمین ذهنی بیشتری به شخص می دهد.به هر حال خصوصیت دکه سود آوری بیشتر در کوتاه مدت و خصوصیت دکان سود آوری نسبی در بلند مدت و ثبات بیشتر است. حال خود می توانید در حالت ایده آل مثال بالا را تعمیم دهید و به چشم انداز مورد نظر من در این «مرحله دوم» دست یابید: یکی بعد از مدتی سر تمام چهار راه های شهر تعداد زیادی دکه دارد – مدل دکه های زنجیره ای- که هر کدام روزنامه، کتاب جیبی و احتمالا تنقلات و تخمه و آجیل نه چندان مرغوب –اما با توجه به وسعت دامنه عمل- با تیراژی بالا می فروشد و سود خوب و درآمدی مناسب دارد. دومی که به توسعه دکان خود مشغول بوده اکنون صاحب یک فروشگاه بزرگ شده است.

به نظر من، در حال حاضر –به لحاظ کار تحقیقی در علوم پایه و به ویژه فیزیک در مرحله انتخاب بین این دو چشم انداز متفاوت قرار گرفته ایم. انتخابی که به سلیقه من درست و مناسب می آید انتخاب دوم یعنی مدل توسعه یک فروشگاه بزرگ است. هر چند که دوستان دیگری ممکن است نظر به اولی داشته باشند. باز هم تاکید می کنم که هر کدام از این دو سلیقه به جای خود محترم و با ارزش است.
بگذارید این نکته را کمی بازتر کنم:

الف) تاجر موفق کسی است که جنسی را عرضه کند که خریدار داشته باشد. از این رو تاسیس فروشگاهی مجلل که در آن آجیل و تنقلات درجه یک و اجناس لوکس عرضه می شود در جامعه ای روستایی که عموم نیازهایشان توسط فروشنده ای دوره گرد یا یک دکه کوچک قابل وصول است به دور از شرط اولیه تجارت و کسب و کار است. از همین رو نقطه شروع می بایستی که از یک دکه کوچک باشد. اما شاید این روند باید در مرحله دوم بازنگری شود. به هر صورت چشم انداز "دکه های زنجیره ای" قابل تامل است.
ب) به نظر من- و تاکید می کنم که این نظری مبتنی بر سلیقه شخصی است و منافی نظر مقابل نیست- مدل توسعه دکه های زنجیره ای ومدل توسعه یک فروشگاه بزرگ لزوما منافی هم نیستند و می توانند به موازات هم دنبال شوند البته نه توسط یک شخص یا یک گروه بلکه توسط گروه های مختلف.
پ)علاوه بر سود آوری بیشتر در بلند مدت یکی از عوامل متمایز کننده مدل یک فروشگاه بزرگ نسبت به مدل دکه های زنجیره ای تنوع و کیفیت بالاتر محصولات عرضه شده است. هرچند در یک فروشگاه بزرگ، عموما کالاها استانداردی متوسط و رو به خوب دارند، بهترین و درجه یک و اعلا نیز نیستند. اما در مدل دکه های زنجیره ای ، اجناس با تیراژ بسیار بالا ولی با تنوع کم و با کیفیتی نسبتا نازل عرضه می شوند.

ت) در تطابق این مثال دنیای تجارت با دنیای تحقیق باید جای کالای عرضه شده را مقالات تولید شده، کمیت و تیراژ کالاها با کمیت وتعداد مقالات تولید شده و کیفیت کالا با کیفیت کار تحقیقی مورد نظر عوض کرد. همچنین باید توجه داشت که کار تحقیقی یک کار بین المللی است و محل عرضه و کسب و کار آن نیز باید بین المللی باشد و البته در سطح بین المللی نیز موسسات با استاداردهای متفاوت وجود دارند و هر یک تولیداتی در حد بضاعت خود دارند. اما نکته وجود استانداردی مشخص و جا افتاده است.

ث) یکی از عواملی که به توسعه کمک شایانی می کند جذب و استفاده از سرمایه های خارج (اعم از انسانی و مالی)
و به ویژه ایرانیان مقیم خارج است و یکی از مهمترین نکات برای موفقیت در جذب سرمایه خارجی داشتن زیرساختهای مناسب است.
درمورد بحث توسعه آکادمیک نیز این نکته مصداقی صریح و بارز دارد. در بخش اول گفتیم که برخی ترجیح می دهند که مدارج ترقی را در فروشگاهی بزرگ طی کنند –چرا که شرایط رشد را در قالب کار در فروشگاهی بزرگ مهیاتر از درست کردن دکه ای از آن خود می بینند. حال تصور کنید که شخصی پس از مدتی کار دریک فروشگاه بزرگ تصمیم به کار یا سرمایه گذاری در کسب و کار "دوستان قدیم" که با تاسیس دکه کار خود را شروع کرده اند گرفت. از این منظر هم مدل یک فروشگاه بزرگ بر مدل دکه های زنجیره ای برتری دارد، زیرا امکان بسیار مناسب تری را بر استفاده از امکانات و سرمایه های خارجی فراهم می کند. البته باید تاکید کنم که به نظر من هر چند باید تلاشی جدی و واقعی برای استفاده از پتانسیل سرمایه های خارجی نمود، برنامه ریزی خود را نباید صرفا بر اساس آن بنا کرد.
در قسمت آخر به ارائه چشم اندازی برای آینده می پردازم...



محمد مهدی (شاهین) شیخ جباری

۶ نظر:

S. گفت...

تعریف درستی بود درست مثل نوشته قبلی. من متوجه یک چیز شده‌ام و اون هم اینه که ما ایرانی‌ها تا زمانی که ایران هستیم صبر این رو نداریم که یک دکه‌ای که داریم دو تا بشه و سه تا بشه. همین که توی راه اندازی کار دکه اول مشکلی پیش میاد دست از دکه داری می‌شوریم و تلاش‌های خودمون رو بی فایده می‌دونیم. تلاش‌هایی که کسی قدرش رو نمی‌دونه. ولی همین ماهایی که کار دکه داری رو می‌بوسیم و کنار می‌گذاریم تا پایمان به اینور آب می‌رسد می‌خواهیم هزاران دکه داشته باشیم و بیش از پیش سعی می‌کنیم. کاش می‌شد در جامعه ایران جا انداخت که تلاش و نفس تلاش مهمتر از مکانی هست که در اون تلاش می‌کنیم. کاش می‌شد جا انداخت که مشکلات همه جا هست و تحمل همین مشکلات دکه اول رو تبدیل به دو یا سه تا دکه می‌کنه. ممنون از نوشته. روزهاتون شاد.

Pinocchio گفت...

چرا شاهین اینها رو تو هم وردا نمی‌نویسه؟

ناشناس گفت...

If you think it is worth of it you may a give a link in your own website, which I appreciate very much.

Just to your attention, please e.g. look at the comments in the last post in Hamvarda!!!
---Shahin

o.g.h گفت...

ha!
guess what would happen if you write these stuff in hamvarda....
yeah, just a brief look at the comments .... and we realize...

منجوق گفت...

شاگردان خلف، کمالات استادان را می آموزند و آنها را به نهایت درجه اعتلا می رسانند.

ناشناس گفت...

exactly.